تبليغاتX
دلتنگ یک لحظه آرامش با یاد تو





















دلتنگ یک لحظه آرامش با یاد تو

شعر-مقاله-عکس-هنر-ورزش

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت.

در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت.

آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند.

وقتی به موضوع « خدا » رسیدند.

آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد.

مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟

آرایشگر جواب داد: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو، اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود می داشت، نباید درد و رنجی وجود داشته باشد. نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته باشد.

مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد، چون نمی خواست جر و بحث کند.

آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت.

به محض این که از آرایشگاه بیرون آمد، در خیابان مردی دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده. ظاهرش کثیف و ژولیده بود.

مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: می دانی چیست، به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.

آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم، من آرایشگرم. من همین الان موهای تو را کوتاه کردم.

مشتری با اعتراض گفت: نه! آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.

آرایشگر جواب داد: نه بابا، آرایشگرها وجود دارند! موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.

مشتری تائید کرد: دقیقاً ! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.

 

مترجم: پرستو ابراهیمی

+نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت15:26توسط آزی | |

 

سلام

من دوباره اومدم فعلا این دویبتی رو تقدیم می کنم تا سر فرصت

خدمت برسم با آپهای جدید و متفاوت

شاید این سرخی چشمان صبور

رنگ احساس غم گل بـــــــــاشد

شاید این تنـــهایی بی پـــایــــان

معــــــنی سبــز تحمـــل باشــــــد

 

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت13:58توسط آزی | |

دلم به اندازه روزهای خدا گرفته

و به اندازه شبهایش سیاه

کسی پروازم را به خاطر نخواهد سپرد که من همیشه محکوم به سکوتم

حالم بد شده از این همه نا امیدی و امیدواری های بی خود

از دستی که به دعا بر می دارم و خدا مرا داخل آدم حساب نمی کند که جوابم را بدهد

از روزگاری که با من پدر گشتگی دارد و آدمهایی که وعده شادی می دهند و خود غمگینم می کنند

از اینکه می بینم همسرم می خندد و در اعماق وجودش می گرید

از اینکه بی خیالی شده تنها کار این روزهایم

از خودم بدم می آید واز این روزهای تعطیل

تعطیلی زندگی

روزگار نفس کشیدن کساد است

خوشبختی جیره بندی می شود

و این روزها بالاخره عشق را در حریق گریه های شبانه می سوزاند

آری روزگار هم در این روزهای سوزان می سوزد

خدایا دلم به اندازه تمام مخلوقاتت گرفته

من و تمام کسانی که چشم به رحمتت داریم ترا صدا می زنیم

ما را ببین و از دلهامان خاشاک غصه را برچین

 

 

در انتها دوست دارم تمام عزیزان برای یکی از دوستهایم که دختری ۲۵ ساله و مهندس کامپیوتر هست و دچار بیماری سرطان خون شده و این روزها در حال شیمی درمانی هست دعا کنید و برای مادری که در عرض این چند ماه سی سال پیر شده و پدری که دیگر نمی خندد دعا کنید.

+نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت13:34توسط آزی | |

 

ابتدا براي اجرا كردن برنامهPaint، از منوي Start و سپس AllPrograms وارد Accessories شده و Paint را انتخاب كنيد. پس از باز شدن برنامه، از منويFile، گزينه Open را انتخاب كنيد. سپس در پنجره جديد باز شده يك عكس را براي نمونه انتخاب كرده و روي دكمه Open كليك نماييد. حالا عكس مورد نظر شما در برنامه باز شده است.

مهر زدن قطعه‌اي از عكس

در Paint قابليت مخفي وجود دارد كه با استفاده از آن مي‌توانيد قطعه‌اي از عكس را همانند مهر كردن تكرار كنيد.

براي اين كار در داخل نوار ابزار برنامه، ابزار Select را انتخاب كنيد (مستطيل نقطه چين). سپس بر روي قسمتي از عكس با استفاده از موس يك مستطيل ايجاد كنيد. اكنون دست خود را روي دكمه Ctrl نگه داريد و مستطيلي را كه ايجاد كرديد، جابجا كنيد و رها كنيد. همواره دستتان كه روي دكمه Ctrl است اين عمل را ادامه دهيد تا قطعه عكس انتخاب شده همانند عمل مهر زدن تكرار شود.

ساييدن قطعه‌اي از عكس

با استفاده از اين قابليت مخفي، مي‌توانيد قطعه‌اي از عكس را همانند عمل ساييدن روي كل عكس بكشانيد.

براي اين كار در داخل نوار ابزار برنامه، ابزار  Select را انتخاب كنيد (مستطيل نقطه چين). سپس بر روي قسمتي از عكس با استفاده از موس يك مستطيل ايجاد كنيد. اكنون دست خود را روي دكمه Shift نگه داريد و مستطيلي را كه ايجاد كرديد، جابجا كنيد. تا زماني كه دستتان روي دكمه Shiftباشد اين عمل تكرار خواهد شد.

كوچك و بزرگ كردن قطعه‌اي از عكس

قابليت مخفي ديگري كه در Paint وجود دارد كوچك و بزرگ كردن قطعه‌اي از عكس به شكلي است كه ديگر اجزاي عكس تغييري نكند. براي اين كار در داخل نوار ابزار برنامه، ابزار Select را انتخاب كنيد (مستطيل نقطه چين). سپس بر روي قسمتي از عكس با استفاده از موس يك مستطيل ايجاد كنيد. اكنون دست خود را روي دكمه Ctrl نگه داريد و يكي از دكمه‌هاي + و - را بزنيد. دكمه‌هاي Ctrlو+ عكس قطعه انتخابي را بزرگ و دكمه Ctrlو- قطعه انتخابي را كوچك مي‌كند.

لازم به ذكر است كه اين ترفند را مي‌توانيد روي تمامي ابزارهاي ايجاد نقاشي نيز اجرا كنيد براي مثال در نوار ابزار، ( Brushقلم مو) را انتخاب نماييد. اكنون دست خود را روي دكمه‌هايCtrl و + نگاه داريد تا نقطه بزرگتر شود.

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت17:56توسط آزی | |

 

عشق کدوم غریبه

                             یهو به جونت افتاد

قلب منو رها کرد

                             تو موج دستای باد

نور کدوم ستاره

                              نگاهتو زمن برد

نشست به پای چشمات

                             تا که از عشق تو مرد

اوج کدوم کبوتر

                             هوایی کرد نگاتو

زقلب تنهاش گذشت 

                              ندیدش اشتباتو

نوازش کدوم دست

                              پناه گریه هات بود

گفتی که برمیگردم

                              اما نه خیلی هم زود

روح کدوم ترانه

                               پیچید تو دفتر تو

بعد تو گـُرمی گرفت

                                اسیرِ پرپـــر تو

یهو که نه یه عمره 

                                جای دلم اون نشست

بشینه خوش که قلبت

                                شده یه راه بن بست 

 

با الهام از اسم وبلاگ یکی از دوستان به نام عشق کدوم غریبه یهو به جونت افتاد

                                             با تشکر از ایشان

 

+نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت0:31توسط آزی | |

سلام

دلم خیلی برای همتون تنگ شده بود

راستش رو بخواین دلیل غیبت ده روزه ی من که نتونستم بهتون سر بزنم و آپ کنم این بود که اولش

یکی از فامیلامون که مرد بسیار نازنین و مهربونی بود فوت کرده بود و دوما خودم هم مسموم شده

 بودم و تو رختخواب بودم ، بعدش هم از نظر روحی مناسب نبودم.خلاصه حالا دوباره برگشتم.

از همه ی کسایی که منو فراموش نکردن ممنوم

دوباره اومدم با آپهای جدید

به من سر بزنید.

 

 

+نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت21:47توسط آزی | |

 

تواین حال هوای بی قراری                 من بیچاره چشماتو ندارم

تا لحن مهربونی صداتو                     توی گلدون احساسم بکارم

دل آشفته و بی سر و سامون                برای بی قراریت بی قراره

ولی اشکی نداره چشمه ی دل              واسه احساس غمگینت بباره

دل بارون زده میمیره کم کم                 از این تنهایی مرموز چه ساده

نگاهی که به قلبم تو ندادی                 دل من با وجودی ساده داده

دلم دلدار تو بود و ندیدی                  نخواستی این همه آشفتگی رو   

ندیدی اینجا حسی در میون بود            یه احساس نیاز به چشمای تو

آره حرفم همینه , عشق بی تو              تو این حال و هوای بی قراری

شنیدم که با احساسی آروم                 از این آشفته حالت در فراری

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت1:29توسط آزی | |

 

 

ای بی دلِ بی سرزمین

                              ای تو سزاوار شکست

بعد از تومینـــای دلم

                              بر عشق رنگ حجله بست

در شهر تنهایی من

جنس نگاهت ساده نیست

عبورت از روحی اسیر 

کار دلِ دلداده نیست

                              اینجا سکوت برزخی

کوبیده بر قلبی کبود

بر باد رفت یک حس ناب

هر چه که می بود و نبود

این بی قراری های محض

برد از سرم آرامشی

برجا گذاشت بر لحن عشق

معنا و رنگ خواهشی

 آرامشی در دست باد

طوفانی از رنگ سکوت

من می روم با یاد تو

با یاد ناله ی فلوت

 

+نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت2:5توسط آزی | |

از همه دوستای عزیزی که تشریف میارن و نظر می دن ممنونم چون نظراتتون واسم بسیار ارزشمنده.

نکته ای که باید اشاره کنم اینه که تموم اشعاری که در این وب می بینیدنوشته هایی هست که من فی البداعه در پای کامپیوتر و برای شما به ذهنم میاد و در جا می نویسم واشعار و ترانه های اصلی من در دفتر شعری که یک روز چاپ می شن فعــلا بایگانی شده پس دوستان عزیز با توجه به این نکته نظر بدین.

دوستتون دارم

 

+نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت1:53توسط آزی | |

 

از این تصویــــر توخالی

                        از این روزای بی روزن

می یاد لبـــــــخند تلخ تو

                        روی چشما و اشک من

من از سر گیجه های عشق

                        دلم سنگین و آشفته است

دلم هر حرفی داشت با تو

                        چشای ساکتم گفته است

برای موندن یک حس

                        باید بـــارونو رعنا کرد

واسه یاری که دلمرده است

                        باید احساســـو پیدا کرد

تموم حال من از عشق

                        شـــــده حس پشیمونی

که دستای تو می گفتن

                        دیگه با من نمی مونی

 

+نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت12:24توسط آزی | |

زاين چشمان باراني

مرو اي جان جانانم

به وقت رفتن يك شوق

من اينجا مهد بارانم

و لبخند تو را اكنون

درون خانه كم دارم

تمام اين سكوتت را

چو دردي كهنه پندارم

من از يك آرزوي خوب

صبوري خواستم گويا

كه با دنيايي از احساس

رسيدم به ته دنيا

صبورم تا ترا دارم

در این آشفته بازاری

خدایا پس سرانجامش

نگردد لحن بیزاری

+نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت14:15توسط آزی | |

 

عشق دانش است . دانش و فرهنگ  است  توامان و آن كس كه  از اين دو بي بهره  است  تواناي  عشق  ورزيدن ندارد   عشق  دلپذير ترين  جهان بيني آدمي است  آن جهان بيني  نجيب و  جليل  كه از آغاز  تاريخ انسان تا كنون  جانهاي  شيفته بسياري  براي  بر پاداشتن جهاني شايسته  و بايسته ي آن  كوشيدند  و جان  باختند          براي :

روزي كه كمترين سرود بوسه است

و هر انسان

براي هر انسان

برادريست

روزي كه ديگر  درهاي  خانه شان را نمي بندند

قفل افسانه اي است  و قلب  براي  زندگي بس است

عشق  فروتن  است   عشق  فروتني است   از ياد نبريم   كه درسرتاسر  زندگي خود  هرگاه  به انسان  والايي  شايسته ي عشق برخورده ايم  نخستين  خصلت برجسته اي كه در او  يافته ايم   فروتني او  بوده است   و هر قدر  درجه ي  دانش و فرهنگ  وي بالاتر  به همان نسبت  فروتني او نيز  افزونتر است

پس  عشق را با اين  نخستين خصلت بزرگ و خجسته  مي توان  بازشناخت  عشق  نيكي است   عشق  همه ي  نيكي هاي جهان  را در خود  جمع دارد   و  به همين  سبب  نيرومند  است به سبب همين نيرومندي است  كه  مهربان و ايثارگر  است  و به عكس  دمي  به اين  سنگين دلان و ستمكارگان  افسار گسيخته ي   سرتا سر  جهان  بنگريد    كه  سنگين دلي و  ستمكارگي  آنان   به  رغم نيرومندي  ظاهريشان  حاصل  ضعف  و پلشتي آنهاست

(منبع این مطلب رو نمی دونم)

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت21:6توسط آزی | |

 

امشب

         که تو در حادثه ی عشق

                                 مرا می خوانی

من به بیماری سرگشتگیت بیمارم

                     در ره ثبت سزاواری خود

        آنچنان مست نگاهت کردم

                    که مثال ابری

                                   غرق تو می بارم 

غرق اندوه و نگاهی غمگین

                  می نویسم یک شعر

                            سوی مهربانی چشمانت

ز دل بی تابم 

         ز فسردگی این حال غریب

                           زهمه جز عشقت

                                   آنچنان بیزارم

                         که دگر قلبم را تو نمی خوانی حال

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت15:45توسط آزی | |

 

به شهر شعر آیینه نبردی

مرا در بوسه باران شبی ترد

مرا در متن آهنگ ستاره

دل آواره ام با یادتو برد

نگاهت را زمن یرگیر وبگذر

که تقدیرم به دست روزگار است

اگرچه سوی تو میلم روان گشت

ولی آن می شود که میل یار است

ترا در دل ستودم با نگاهی

من از یک دشت شوق بی ثمر باز

به خوابم تو بیا ای رفته بی من

کنون دارم نیازی قد یک راز

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت19:58توسط آزی | |

مهربانی تمام سرمایه ام بود

                      وآن را هم دیگر ندارم

امشب اشک مهمان تا همیشه ام شد

و باران ترا آنگونه برد

                                   که رد پایت هم برایم نماند

و در این ازدحام سنگیت اندوه

                                   گریه را سر میدهم

                                که دلتنگی هایم پایان ندارد

                                    ******************

                    نگو باران که می بارد تو در دل سبز می رویی

                    که این باران بی طاقــــت نگوید آنچه تو گویی

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت17:19توسط آزی | |

 

از سکوتی که می پیچد

                       وصدایی که شنیده نمی شود

                                                     می ترسم

از صدای قهقه ای که نیست می ترسم

از تنهایی وسکوت

                                 و از بی کسی می ترسم

                          از مرگ در تنهایی

                                      بدون هیچ کس

                                           از مرگ تدریجی ام می ترسم

   به اندازه ی دنیا از دنیا می ترسم

                 و آنگاه که تو به تنهایی

                                   ولی همه ی تو

                                                  باشد

                                                   نمی ترسم

                                                  می خندم ومی رقصم

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت17:5توسط آزی | |

 

مرا با یک نفس آنی بســـــوزان

درون آتـــــش تنــــــــــهایی خود

به چشمانـــم بده یک لحظه لبخند

که بر روی تــو آواره تـــرین شد

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت20:59توسط آزی | |

آهنگ بارون تقدیم به شما

دلم از دست اون چشمات

اسیر بغض پنهونه

یه حسی تا ابد اینجا

نشسته رو دل وگونه

مهم نیست حال تقدیرم

که دنیا تلخ وبی رحمه

تمام لحظه های من

پر از آهنگ بارونه

نظر یادتون نره

+نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت0:22توسط آزی | |

کاریکلیماتور

زنهايي که به دنبال برابري با مردها هستند آرزوي بسيار کوچکي دارند - تيموتي ليري

اگر مردها مي توانستند حامله شوند آن وقت سقط جنين ايين مقدسي مي شد -
فلورانس کندي


زن بدون مرد مثل يک ماهي بدون دریا است -
گلوريا استاينم

شما هميشه مي توانيد براي سالگرد ازدواج ، شوهرتان را غافلگير کنيد .فقط

کافي است يادش بياوريد که آن روز سالگرد ازدواج شماست - ال شلاک

شوهرم گفت به فضاي بيشتري احتياج دارد ، من هم او رابه بيرون خانه فرستادم و در را پشت سرش قفل کردم -
رز آني

طبقه بندي مردها از نظر مادر من :مرد خوب برايت هر کاري انجام مي دهد ، مرد بد هر بلايي که بتواند به سرت مي آورد -
مارگارت ات وود


ادامه مطلب

+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت22:49توسط آزی | |

 

وقتی فولدر آپشن گم می شود؟

 

این یک ویروس بسیار حرفه ای است که اساس طراحی این ویروس با Visual Basic 6.0 می باشد. برای اولین بار کمپانی سازنده آنتی ویروس BitDefender پادزهر آن را ساخت اما چون روشی خاص برای نابودی این کرم وجود دارد ، نرم افزار آنتی ویروس نمی تواند این کار را انجام دهد و فقط ویروس را شناسایی می کند. دوستانی که سطح دانایی آن ها مبتدی است توصیه می شود که ویندوز خود را عوض کنند و تمام مطالبی که در زیر نوشته شده است را کنار بگذارند. البته توضیحات واضح است و ضرری ندارد اگر یکبار امتحان کنید اما کسانی که مدت زیادی است با کامپیوتر آشنایی دارند بهتر می توانند موفق شوند. در ابتدا خوب است کمی راجب هنرنمایی های این ویروس بدانیم:


ادامه مطلب

+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت22:6توسط آزی | |

 

این شعر درآمد اولیه کتاب آبی خاکستری سیاه از حمید مصدق تقدیم به همه

در آمد

تو به من خنديدي

 و نمي دانستي

 من  به چه  دلهره  از باغچه همسايه

 سيب  را  دزديم

 باغبان  از پي من تند دويد

 سيب  را  دست  تو ديد

 غضب آلوده  به من كرد نگاه

سيب دندان زده  از دست تو  افتاد به خاك

 و تو  رفتي  و هنوز

 سالهاست  كه در گوش من  آرام  آرام

 خش خش گام  تو  تكرار كنان

 مي دهد آزارم

 و من انديشه كنان  غرق  اين  پندارم

 كه  چرا 

 خانه  كوچك  ما  سيب  نداشت

 

+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت20:7توسط آزی | |

به پسرم بیاموزید : 

           

 اوبايد بداند كه همه ي مردم عادل و همه ي آنها صادق نيستند،اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هر شياد، انسان صديقي هم وجود دارد. به او بگوييد به ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر جوانمردي هم يافت ميشود.

به اوبياموزيد، كه در ازاي هر دشمن، دوستي هم هست. مي دانم كه وقت مي گيرد اما به او بياموزيد اگر با كار و زحمت خويش يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين 5 دلار بيابد.به او بياموزيد كه از باختن پند بكيرد و از پيروز شدن لذت ببرد. او را از غبته خوردن بر حذر داريد. به او نقش و تاثير مهم خنديدن را ياد آور شويد.

اگر مي توانيد به او نقش مؤثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد. به او بگوييد تعمق كند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود. به گل هاي درون باغچه و به زنبورها كه در هوا پرواز مي كنند، دقيق شود.

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت15:15توسط آزی | |

 

 

خواستگار (علي حاتمي)

وسواس الدوله (صادق بهرامي) :‌خب ، دفعه‌ي قبل به كجا رسيديم ؟

خاوري (پرويز صياد) : عرض كردم معلم خطم و شما فرموديد به‌به !

 

زير پوست شهر (رخشان بين اعتماد)

طوبا (گلاب آدينه) : آخه اين جاهاي چيتان فيتان چيه آدمو ورمي‌داري مي‌آري ؟

عباس (محمدرضا فروتن) : تو آخه چيتان مني ، همه‌ي فيتان مني ، چيتان فيتان مني .

 

تيغ و ابريشم (مسعود كيميايي)

مرد (اكبر معززي) : خوشبختي مال ازگلا و زناي بزك كرده‌ي زير تير چراغ برقه !

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت15:5توسط آزی | |

برای اینکه وبلاگ یه ذره تفریحی بشه هر از گاهی چند تا عکس بامزه می زارم.

۱-یک گدای حقه باز

۲-آخرو عاقبت رژیم های سخت!!!!!!!!!!!!

۳- آخر و عاقبت پرخوری

۴-بچه های امروزی!!!!

۵-لحظه ی خیلی دردناکه

۶-کمر باریک من.....با دیدن این عکس فکرنکنم کسی بخواد کمر باریک باشه

۷-امون از این کنجکاوی بجه ها(هر چند خیلی بشتر از ما حالیشونه)

ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت2:26توسط آزی | |

تصاویر گوگوش نازنین در یک شب به یاد ماندنی ـ دبی ـ نوروز ۸۷

تقدیم به تمام عاشقان بزرگ بانوی هنر و عشق و شادی


ادامه مطلب

+نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت1:49توسط آزی | |

 

مرا اندیشه می میرد                                که چشمت تلخ و سنگین است

بهار آرزو هـــــــــــایم                                   اسیـــــــــر دیو گلچین است

در این پستوی بارانی                              مرا بر دیده باران کن

که عمریست چشم این عاشق                مثال ابر غمگین است

                                         تقدیم به همتون

+نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت1:41توسط آزی | |

سلام به دوستای خوبم که دلتنگن

دلتنگ کسی یا چیزی

این وبلاگ رو راه انداختم تا شاید بتونم احساساتم رو به شما منتقل کنم

امیدوارم مزاحم نباشم

در ضمن در زمینه های فعالیت وبلاگ هر چی خواستین دریغ نمی کنم.

 

دوستون دارم

آزی

 

+نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت1:34توسط آزی | |